تبليغاتX
گنجو
گنجوي يك لاقبا در وصف سرما گويد:

زمستان  است

و سرما سخت جانسوز است

 و من بنشسته ام اينجا كناري اين بخاري يكه و تنها،

بخاري نيست ،

خاري نيست

و از هر سو به جز گرد و غباري نيست و كس پي جوي سروي، سايه ساري نيست.

زمستان است و مستان را به سر سوداي ياري نيست.

زمستان است ،

دل در انتظاري نيست و اين صحراي بي بر را كناري نيست.

دل از اين شام بايد بر كنم امشب

 و شب را بايدم پيوند كردن با سپيده تا در آيد روز

و من بايد رسم تا قله خورشيد

و بايد ديد

بايد رفت

و بايد سر به سوداي جنون سائيد

و بايد دل به دريا زد

و بايد راه صحرا زد

و بايد در به روي سبزه و صبح و صفا وا كرد و بايد باز غوغا كرد

 بهاري مي رسد از راه بهاري سبزتر از هر بهار پار و پيراري

 و بايد رفت از اين ورطه زاري

 و بايد شست دست از اين خود آزاري

و بايد سرو را پاييد و بايد باغ را بوييد

 و بايد شهد گلها را دوباره شيره جان كرد

و بايد باز طغيان كرد

و بايد از درون خود پلي زد تا رهايي ها

 و بايد رفت از اين صد خدايي ها

 و بايد با خدا خنديد

 و دل را تا هميشه گرم رفتن داشت

 و بايد باز خوف از خستگي و از مرگ و خفتن داشت

+ نوشته شده در 88/09/20ساعت 5 بعد از ظهر توسط ابن بهمنیار |

با سلام به جناب گنجو

چرا خفقان گرفته اي گنجو سانسور شده اي يا خود سانسوري مي كني يا ترسيده اي و اگر ترسيده اي از چه چيز ترسيده اي و خلاصه چه مرگت شده است گنجو؟

والسلام خواننده نه چندان پرو پا قرص

بسمه تعالي

سلام بر خواننده محترم و نه چندان پرو پا قرص

با تشكر از مراحم جناب عالي

به استحضار مي رساند مگر ترس شاخ و دم دارد ؟ اسباب ترس به اعلي درجه موجود است و اسباب اطمينان خاطر مفقود فلذا اين گنجوي يك لاقبا نمي داند چه بنويسد تا سر سبزش بر باد نرود . شما عزيز دل برادر اگر راهنمايي كني من بدانم چه مي توانم نوشت كه با قاعده شريفه مذكوره منافات نداشته باشد . البته نه كه گنجو بيكار باشد اين روزها به دهات خود (هفت جوش) يعني به وبلاگي به همين نام در پرشين بلاگ رفته است تا قلياني بكشد و سري دور از سوداهاي امروزي به خاطرات كودكي بسپارد و اين به احتياط نزديك تر مي نمود

زياده جسارت است

ارادتمند گنجو  

+ نوشته شده در 88/09/14ساعت 11 قبل از ظهر توسط ابن بهمنیار |

در پی پاسخی که گنجو به جمعی از معتمدین متدین داد برخی از عزیزان سوالاتی پرسیده اند از جمله این که گنجو قصد انجام انقلابات رنگی دارد یا خیر؟ بر همین اساس و نظر به این که سوال را نباید بی پاسخ گذاشت و سنت حسنه پاسخ گویی اگر چه در این روزگار چندان حسنه حسنه هم تلقی نمی گردد اما این گنجو نظر به ماندن بر رویه های منسوخ گذشته وظیفه ادای پاسخ را دین قطعی بر خود تلقی کرده فلذا پاسخی را ارائه می کند و آن چه را به عقل ناقص خود دریافته تقدیم می دارد تا به عقل ناقص خوانندگان محترم چه صورتی یابدو اما پاسخ:

اصولا این گنجو تاکنون چند جور چیز را دیده است که ابتدا سیاه و سفید بود و سپس رنگی اش هم آمد و عجالتا به دو سه نمونه اشارت می رود :۱- اولین نمونه عکس بود همان که به عربی صورت نامیده می شود و فارسی آن عکس یا تصویر است و شاعر هم در منقبت آن فرموده است :

بیت

ما نمانیم و عکس ما ماند

گردش روزگار بر عکس است

این عکس یا تصویر یا صورت یاپیکچر یا هر چه که نامیده شود در سوابق ایام و سنوات چیزی بود سیاه و سفید و ما که برای مدرسه یا برای عکس دار کردن شناسنامه مان اقدام کردیم همان سیاه و سفیدش را دادند و بعدها رنگی اش آمد و الی ماشاالله در دست مردم است و با هر گوشی زپرتی هم ساعتی صد تایش قابل استحصال است

۲- دومین اش تلویزیون بود همان که امروز صدا و سیمایش گویند یا رسانه ملی یا میلی یا هر چیز دیگری که بدین جعبه جادو اطلاق شود ما در سال ۶۰ یک مورد را به اصرار بر پدرمان تحمیل کردیم دوازده اینچ سانیو و پدرمان بدان بدبین بود و این بدبینی از برنامه های دوره شاه به ذات تلویزیون تسری یافته بود و ایشان رضوان الله علیه اساسا تلویزیون را چیز بدی می دانست ولو که دیگر گوگوش وحمیرا را نشان نمی داد و مظاهر حکومت تازه را نشان می داد این هم از اول سیاه وسفید بود و بعد رنگی اش آمد و امروزه هر لحظه به شکلی این بت عیار در می آید .

۳- نمونه سوم اش علی الظاهر همین پدیده انقلاب است که سیاه و سفید بود سفید بود برای انقلاب گران و سیاه بود برای ضد انقلاب ها مثل انقلاب شاه و ملت که می گفتند انقلاب سفید و ما ضد انقلاب ها ان را انقلاب سیاه تلقی می کردیم و حالا علی الظاهر نوع رنگی ان هم پیدا شده است انقلاب رنگی یعنی چه؟ همان طور که گفتم عقل گنجو تا بدین حد قد می دهد که انقلاب از بهر انقلابیون سفید و برای ضد انقلابیون سیاه است آنها که انقلاب را رنگی می بینند باید چیزی غیر از انقلابی و ضد انقلاب باشند این دیگر چه جور انقلابی است که مربوط به آدم های بی طرف یا بی تفاوت یا بی خاصیت و خاک شیر مشرب است ؟ و آیا اگر چنین پدیده ای بروز کرد آن را می شود انقلاب نامید انقلابی که توسط اتقلابیون بی تفاوت یا کوسه های ریش پهن درست شده است . به نظرگنجو انقلاب رنگی در منطق های پذیرفته شده معنای محصلی ندارد و باید آن را در منطق های چند ارزشی جست و جو کرد و عقل و دانش گنجو هم مان طور که می دانیم تا این حدود برد ندارد

زیاده زحمت است

ارادتمند گنجو

+ نوشته شده در 88/06/23ساعت 1 بعد از ظهر توسط ابن بهمنیار |

سلام بر جناب گنجو

با احترام مستدعی است در موارد زیر رهنمود ارائه فرمائید:

۱-در اوضاع و احوال پیش آمده تکلیف ما چیست؟

۲- قرار بود اگر خلخال از پاي زن يهودي كشيدند ما از غصه دق كنيم  به نظر مي رسد يا خلخال نكشيده اند يا ما زيادي بي غم هستيم شما چه مي گوييد ؟

جمعي از ارادتمندان

پاسخ :

با سلام متقابل :

1-در مانحن فيه تكليف ساقط است مختصر حقوقي وجود دارد كه لازم است پيگيري گردد .

2- اين مورد كلا منتفي است زيرا زنان ديگر خلخال به پا نمي كنند امروزه خلخال خودش يك شهري است كه ان هم از پاي كسي كشيدني نيست خلخال در زير پاي مردان و زنان ساكن در خلخال است و هيچ كس هم ياراي كشيدن آن را از زير پاي اين جماعت آذري ايدهم الله تعالي ندارد

خداوند به شما صبر جميل عنايت كند

الاحقر گنجو

+ نوشته شده در 88/06/22ساعت 12 بعد از ظهر توسط ابن بهمنیار |